قلبم زودتر از بدنم مریض می شود. امان از جفتشان با هم ولی. اشک که به چشمِ آدم حمله می کند و نفس کم می آید و انگار هزارتا خنجرِ تیز فرو می کنند توی مردمک هایت...
یک جورِ نماینده مرگند همه.