یادت بمونه یه روزایی بود که از شدتِ رویایی بودن، دلمون نمیومد بنویسیمشون. یادت باشه مردمی که از بارون پناه گرفته بودن توی سالنِ ناشران، با تعجب به دختر و پسری نگاه می‌کردن که زیر رگبار، توی چاله های آب می‌پریدن و قهقهه می‌زدن و می‌چرخیدن و عاشق بودن. 

یادت بمونه می‌خندیدم دلت می‌رفت. یادم می‌مونه اخم می‌کردی دلم می‌ریخت. یادم می‌مونه وقتی که نگاهم می‌کنی چشمات شکلاتی- عسلی می‌شن، یادم می‌مونه شونه‌ت امن ترین تکیه‌گاه دنیاست. یادت بمونه که « برام هیچ حسی شبیه تو نیست.» ، یادم می‌مونه که حتی وقتی زیرِ بارون دویده بودیم و خیس و تب‌دار بودم با آرایشِ‌‌ ریخته هم دوسم داشتی.

ببینم، «ترسناک‌‌جانـ» ـی که خواستنی‌ترین صدایِ دنیا رو موقع شعرخوندن داره، یادت می‌مونه یه روزی اونقدر عاشقت بودم که یه لبخندت، رنگ می‌پاشید رو بوم زندگیم؟!


پ.ن: می‌شه یادت نمونه که در یک تصمیم آنی، کلِ کیفت رو برگردوندم کفِ سالن هایِ شلوغِ شهرآفتاب؟!:))))))) بیا دوست باشیم.:)))))