من از تمامِ حس‌های خوبِ دنیا.. از تمامِ خنده‌ها.. از تمامِ لبخندهایِ از ته‌قلبِ جمع‌نشونده... از نفهمیدنِ ادامه درس بعد از « انگشت‌هات رو بدون فاصله روی انگشتام رها کن، تا بهت بگم چطوری» ها...

براتون نگاهی که از عشق به لرز افتاده رو آرزو می‌کنم؛ 
وقتی توی مغازه و وسطِ انتخاب‌کردنِ گوجه، سرتون رو بالا میارید..