داشتم فک میکردم کاش پول هم مث آب بود. ینی خب آب کشور ما توی وضعیت فاجعه ست. سیستان و بلوچستان همیشه محروم که هیچ، حتی  پر آب ترین استان ایران( لرستان) داره آب میخره و آبش میاد تهران تا آب تو دل پایتخت نشینا تکون نخوره. تنها کشوری هستیم ( یادم نیست، مصر هم بود؟ ) که از آب های فسیلیمون استفاده میکنیم و این یعنی آب بین بافت خاک رو هم می کِشیم و ایران دیگه روی فلات نمیمونه.پایین میره. یواش یواش غیرقابل سکونت میشه. کلی آب صرف ساخت سد کردیم و الآن دوبرابرِ حجم آب کشور، پشت سدهامون فضا داریم. روستاها یکی یکی غیر مسکونی میشن و خلاصه کنم؛ داریم میمیریم و هیچکس به تخمش هم نیست.

اما؟ تو میدونی اگه پنج دقیقه کمتر دوش بگیری و سریع تر باشی، میتونی باعث بشی یه بچه کوچولو صدسال دیگه یک روز دیرتر از بی آبی بمیره. این سهم تو از نگه داشتن آبه. آبی که صرفه جویی میکنی، یه روزی بالآخره میرسه به کسایی که نیازش دارن و تشنشونه. چقدر بد که وقتی توی بازار از یه جنس چشم پوشی میکنی، پولش در انتها نمی رسه به کسایی که گشنشونه. نیازش دارن. وقتی سفر نمیری نمیرسه به کسایی که سفر رفتن آرزوشونه. چی میشه؟ میمونه تو جیب خودت و اینقدر توی جیب خودت و اطرافیانت خورد میشه که با خودت میگی لعنتی، انگار عدالت بوجود آوردنی نیست.


* اشتباه میکنم؟ کمکم کنین. نظر بذارین از منوی بالای وبلاگ و نظرتونو بهم بگین. :)