بهش می‌گم :

- داستان از اول درباره‌ی آدولف بود. بابو می‌رفت و میومد‌. می‌پرسید انگورا رو چطور بپزه، کلیدها کجاست، بالآخره تصمیم گرفتن اسم بچه رو چی بذارن یا نه؟ چرا آدولف؟ جیغ می‌زد و سعی می‌کرد همه رو آروم و به سالاد خودش دعوت کنه. من همه‌ش دلم می‌خواست بره توی آشپزخونه تا بتونم آرامش داشته‌باشم. از خدا می‌خواستم دیالوگای بیش‌تری بگن موقع نبود بابو.

اصلا چرا وجود داشت؟ اعصابمو خورد می‌کرد. تمام مدتی که پیِر داشت وینسنت رو به فاشیست بودن محکوم می‌کرد و وینسنت از کلود می‌پرسید نظرش راجع‌به آدولف با پی‌اچ‌ای چیه، تمام وقتی که آنا داشت درباره‌ی هفته‌ی مدی که پیش رو داشت حرف می‌زد؛

بابو بچه‌ها رو آروم می‌کرد. دعواها رو فیصله می‌داد. اعصابتو بهم می‌ریخت وقتی نمی‌ذاشت دیالوگا تموم بشن. همه رو وسط یک بحث جدی روشنفکری به شام عربیش دعوت می‌کرد.


از خودم می‌پرسیدم وای، چرا این بازیگر رو ول کردن وسط صحنه؟ اگه نبود نمایش بهتر و پرمفهوم‌تری می‌شد.


وسط نقطه‌ی اوج داستان، رو کرد به شوهرش و گفت از من عذرخواهی ‌می‌کنی؟ کی از من عذرخواهی می‌کنه؟ برای کسی که هستم، کی عذر می‌خواد؟ تو وینسنت؟ تو کلود؟ آنا؟

پیر از من عذربخواه برای آدمی که شدم. برای تز دکترایی که تکمیل نشد چون تحقیقات اولیه‌ش به درد تز دکترای تو هم می‌خورد. به خاطر این‌که از من خجالت می‌کشی، از کسی که یه معلم معمولیه تا تو آروغاتو روشنفکرانه‌تر بزنی و دکارت بخونی. برای بچه‌هایی که می‌گفتی بهترین قسمت زندگی خواهندبود و برای تو، فقط یکشنبه‌ها بودن. که خسته و کلافه از گردش برشون می‌گردوندی و کانت می‌خوندی و کی باید پشت سرت راه میومد؟ بابو.

شاید بابوی بیچاره دلش بخواد کتاب بخونه. بعد از این‌همه مدت، کی از من برای کتاب‌های نخونده‌م عذر می‌خواد؟ کی؟ هیچ‌کس. امشب هیچ‌کس رو مود عذرخواهی نیست. پیش میاد. پیش میاد.

ریدم رو سر همه‌تون. شب بخیر.


 من فهمیدم داستان، از اول، درباره‌ی بابو بوده. بابویی که هیچ‌وقت نمی‌بینیمش و کاش خفه بشه تا زندگی پرمفهوم‌تری داشته‌باشیم... :))


پ.ن: تو راه برگشت از تئاتر نوشتمش. عجله‌ای. باید همین‌طوری وقت از خودم بدزدم که بتونم بنویسم این‌جا. در انتظار آدولف رو پیشنهاد می‌کنم؟  نمی‌دونم. یک‌ذره توش هجو داره. شاید اگه سهروردی رو ندیده‌بودم و توقعم این‌قدر بالا نرفته‌بود، صددددرصد پیشنهاد می‌کردم. حالا؟ صددرصد مخصوص سهروردیه. اینو، شصت‌درصد پیشنهاد می‌دم. خر و خوبن. :))