این اتفاق کنار همه‌ی مزخرفیا و بدیاش، یه چیز دیگه هم‌ داشت. همه مجبور شدیم پنبه‌هایی که برای زندگی راحت‌تر تو گوشمون بود رو دربیاریم. از نگاه‌کردن آسمون دست برداریم و به روی خودمون بیاریم جایی‌ زندگی می‌کنیم که اون‌قدر بی‌ارزش و بی‌اهمیتیم، هنوز یکی‌دیگه به خودش اجازه می‌ده برامون تصمیم بگیره به چه شبکه‌های اجتماعی‌ای دسترسی داشته‌باشیم و چه شبکه‌هایی نه.

انگار هیچ‌وقت از مامان‌باباهایی که فکر می‌کنن حق دارن تا نحوه‌ی راه‌رفتن و پوشیدنت رو تعیین کنن خلاصی نداریم. همین.